نور الدين عبد الرحمن اسفراينى

52

كاشف الأسرار ( فارسى )

راضيهء مرضيّه ، بيرون آى از خودى خود و رجوع به حضرت من كن ، كه پروردگار تو منم . « فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي » ، پس درآى در زمرهء بندگان من ، آنگاه قدم را در بهشت من نه و در حضرت من به ناز پرواز كن . چون اين ندا بسمع مرغ روح رسد ، چون شاه‌باز باز بر شاه رود بيت : « 4 » از شه چو صفير ارجعى روح شنيد * چون شهبازى بدست شه باز شود « 5 » ( 88 ) و اين عبارت باشد از تجلّى صفات ذات الوهيّت ، و ابتداى ولايت از اينجاست ، و « طريق فى اللّه » اينست ، و سرّ اين حديث كه مصطفى - صلوات اللّه و سلامه عليه - فرموده است كه « موتوا قبل أن تموتوا » اينجا معلوم و محقّق « 8 » شود . پس هرآن‌كس كه وى را سر سرّ اين حديث باشد ، اوّلا پاى بر بساط شريعت راست بايد نهاد و دست را در دامن ارباب طريقت استوار بايد كرد ، تا بسر « 10 » سرّ اين كار تواند رسيد و اين جوهر معنى را در قعر بحر حقيقت بواسطهء رموز و اشارت ايشان مشاهده تواند « 11 » كرد ، زيرا كه اشكال اين سؤال بجواب حلّ نشود . بيت : اشكال طريقت نشود حلّ بسؤال * نه نيز بدر باختن نعمت و مال « 13 » تا جان نكَنى خون نخورى پنجه سال * از قال ترا ره ننمايند به حال « 14 » و آن حجبات غيرت عزّت الهى نيز ، كه اشارت رفته است ، درين مقامست . پس پيش « 15 » از رسيدن بدين مقام بنده طالب بود و وى مطلوب ، بعد ازين از عكس پرتو نور او - جلّ جلاله - اين حال معكوس شود ، يعنى وى - جلّ جلاله - طالب باشد و بنده « 17 » مطلوب . شيخ ابو الحسن خرقانى - قدّس اللّه روحه العزيز - درين معنى مىگويد كه راه

--> ( 4 ) - شاه‌باز . . . رود N : شهبازى بدست شه باز شود L - - ( 5 ) - بحر رباعى - - ( 8 ) - معلوم و محقق N : محقق و معلوم L - - ( 10 ) - بسر L : به حقيقت N - - ( 11 ) - تواند L : توان N - - ( 13 ) - طريقت L : حقيقت N - - نعمت L : حشمت N - - ( 14 ) ( 13 ، 14 ) - رباعى - - ( 15 ) - آن N : ار ( كذا ) L - - پيش L : پيش‌تر N - - ( 17 ) - يعنى وى جل جلاله L : او N - - باشد L : بود N